امین انصاری
    درباره  ::: لینکستان  ::: راه های تماس  ::: صفحه نخست :::        
 
 
   
بی خوابی - دفتر شعر
 
 
Amin Ansari
 
 
ستاره باران :::
 
 
 
 

می بینی؟
در این کوچه های سرد،
پُر سنگ و بی صدا،
دستهامان نفس می کشند...
.
نه!
نگاه نیست که می کنی؛
بوی جنگل می دهد رود چشمهات؛
نرم و چُست،
می ریزد به کام روزها؛
می شود لبخندی، که نمی دانی چراست...
.
خیال نیست؛
تو باش و
شب و
ستاره بارانت...

 
       
       
   
آفتابگردان :::
 
       
   

وقتی بخندی، لابد همه آفتابگردان های این حوالی، به سویت می چرخند ...
آن وقت ... بیچاره خورشید ...

 
       
       
   
فانوس :::
 
       
   

سایه ها که به شهر می رسند،
خورشید، گُر گرفته از این روزها، بار می بندد ...

ساحلیست بی عبور؛
منی دارد، لمیده بر شن؛
خیس و داغ ...

هر شب،
گوش ماهی هاش از صدام پُر می شود ...
در موج می پیچم
بالا می روم
قد می کشم تا ماه
فانوس می شوم
این سو ... آن سو ...

خسته ام،
که بادی نیست قایقت را این سو بیاورد ...

 
       
   
عطر نارنج :::
 
       
   

عطر نارنج از چینه بالا نیاید،
کام اردیبهشت تلخ می شود

تلخ می شوم،
که دستت هوایی شد؛
چشم بهاریت از روم می پرد؛

خار می شوم،
گل که از کنارم می چینی؛
بی هوا، که می پری این سو ... آن سو ...
آهو که می شوی ... خال خال
پا که می کوبی بر رفته ها ...

باز می پیچی
آی می پیچی
بالا ... پایین ... باد که می شوی توی برگهام ...
باز می ریزم
باز می افتم ...

خواب می بینی!
صدام را که از کوچه بدزدم، ... تمام می شود ...

 

::: پرسه

سالهاست،
شهر در من پرسه می زند...
چشم را برق می اندازم؛
بر لب خنده ای می کشم؛
تا خیال شادی کوچه را بردارد...
------
در من، نگاهی نادیده؛
صدایی ناشنیده؛
هر روز
هر روز
------
دست آویزِ کوبه هات،
سنگ به سنگ این فرش را بوییده است ...
گواهی بخواهی؛
روی هردر نوشته ام،
"باز که نمی شود؛ دیوارش کنید ..."

 
       
   

 

 

 
 
   
   
   
       
 

انتشارات شلفین، پشتیبانی حقوقی از مجموعه مکتوبات منتشره در این وب سایت را به عهده می گیرد.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت و محتویاتش، متعلق به www.havayegoftan.com بوده و هرگونه استفاده یا برداشت از آثار، تنها با مجوز نویسنده ممکن خواهد بود، و هر گونه استفاده بدون ذکر ماخذ، پیگرد قانونی دارد.

 
Designed by Amin Ansari - 2009