امین انصاری
    درباره  ::: لینکستان  ::: راه های تماس  ::: صفحه نخست :::        
 
 
 
در احوالات این استاد
 
     
 


نگاهی به پدیده ی امسال سینمای ایران «اخراجی های 2»
امین انصاری

خبر شبیه زلزله بود. از سه میلیارد هم گذشت. به همین سادگی که نه، اما گذشت. گذشت و لبخندی زد و گفت،  یادتان می آید بعد از اولی گفته بودم، دومی چیز دیگری خواهد بود؟! راستی چه کسی آن روز حرفش را باور کرد؟ چه کسی ایمان داشت که آقای کارگردان، رسیده و نرسیده، سر حرفش بماند؟ اما ماند!
بی شک صنعت سینما و تئاتر، که پویایی و طراوتش، از جمله شاخصه های فرهنگی یک جامعه به شمار می روند، نیاز به دست اندرکارانی دارد که تماشاگران را به سالن بکشانند تا در تعاملی دو سویه، حرف دلی بشنوند و خوشنود راهی خانه هایشان کنند. در این چند سال اخیر، به خصوص در وادی سینما، گهگاه شاهد ارائه ی آثاری از جانب مولفانی بوده ایم، که چنین تاثیری در فضای فرهنگیمان داشته اند. شاید برای اولین بار شنیدن اینکه فروش فیلمی از یک میلیارد تومان گذشته، برای همه بسیار شعف انگیز و مهیج بود. اما امروز بحث گذر از مرز سه میلیارد است. فیلمی که نویسنده و کارگردانش در مصاحبه ای ادعا دارد به فروش فیلم توجه خاصی داشته و البته غیر از این هم نمی تواند باشد.
دو رویکرد عمده ای که در نقد یک اثر مورد توجه قرار می گیرد، نگرش به متن و بینامتن اثر است. از بینامتنِ به گفته ی کارگردان پیچیده و عمیق اثر که بگذریم، توجه مختصری به عدم رعایت آنچه از اصول درام نویسی گرفته تا کارگردانی می شناسیم، ما را به فکر فرو می برد، که چگونه چنین استقبالی از چنین اثری شکل می گیرد؛ فیلمی که در نوبت اکرانش در جشنواره فجر، با انتقاد و حمله ی شدید منتقدان سینمایی رو به رو شد. و در مقابل سانس های فوق العاده ی نیمه شبش را هم به یاد داریم.
بی مناسبت نیست که به آسیب شناسی این پدیده بپردازیم. در سری اول این فیلم که با نام اخراجی ها بر پرده ی نقره ای جان گرفت، همگان با تعجب شاهد نمایش بازیگران نام آشنایی بودند، که نگرش جدیدی به دوران جنگ و شرایط آن داشتند. این تازگی، خود دلیل بزرگی برای فروش کم سابقه ی فیلم در آن دوران بود؛ دورانی که باز هم به دلایل همیشگی از رکود نسبی صنعت سینما و تئاتر رنج می بردیم. بعد از آن نمایش بدیع، با تمام انتقادات، آقای کارگردان ادعا کرد که جواب تمام حرف و حدیث ها را با اخراجی های 2 خواهد داد. ادعایی که آن زمان چندان قابل درک نبود و بیشتر به کُری خوانی شباهت داشت. او استقبال از اخراجی های 2 را بیشتر از سری اول آن پیش بینی کرد و امروز شاهدیم که ایشان هر چه نباشند پیشگوی بزرگی به حساب می آیند!
اما چرا اخراجی های 2 می آید و اینچنین غوغایی به پا می کند؟ هر چند ارائه ی پاسخی درخور، جامع و مانع به این سوال کمی مفصل و پیچیده است، اما چند نتیجه واضح همین حالا هم پیش روی ماست. هیچ کس نمی تواند ادعا کند ملت ما نیاز به شادی و خنده ندارد. هیچ کس نمی تواند کسی که در پی رفع چنین نیازی است را مقصر بداند یا... اما در این بازی، فیلم هایی شبیه مارمولک یا لیلی با من است را هم به یاد داریم. آثاری که هرچند از شاخصه های مشابهی با اخراجی ها بهره می برند، اما ساختار درستشان جایی برای این حرف و حدیث ها باقی نمی گذاشت. امروز شاید در نبود چنین آثاری، طبیعی باشد، که تماشاگر به دنبال چیزی خارق العاده برای خندیدن، نیمه شب در صف سینما بایستد و بعد از ساعت ها انتظار دو ساعتی را با آقای کارگردان خلوت کند تا عقده ای از دل بگشاید.
نتیجه ی دیگری که از رونمایی این پدیده، به ذهن خطور می کند، سطح سلیقه ی فرهنگی ماست. جامعه ای که همچنان بزرگترین بهانه اش برای کتاب نخواندن و تئاتر نرفتن و نیاندیشیدن فقر و گرانی و تورم است، بیش از سه میلیار تومان از دارائی اش را در عرض کمتر از یک ماه خرج هنرنمایی آقای کارگردان و گروه موفقش می کند! حالا کلاه را باید قاضی کرد، که کجا ایستاده ایم؟ با این همه به رخ کشیدن گذشته و حالمان، آیا نباید با دیدی باز و هدفمند به سراغ تغذیه ی روح و روان خود برویم، که لااقل شرمنده خودمان و آیندگانمان نباشیم؟ آیا صرفاً این دلیل که خنده دار است، چیزی از تلخی واقعیت کم می کند؟ این مخاطب همانی نیست که با آثار با ارزش و قابل تعمق دیگر، آنطور سخت گیرانه و باریک بین، مو را از ماست بیرون می کشد؟ لااقل اگر چنین استقبالی نه تماماً، که به نسبت در مورد دیگر فیلم ها یا نمایش ها وجود داشت، دلمان خوش می شد، که تولید فرهنگی جان تازه ای گرفته و چهارنعل به سمت فرداهایی روشن می تازد... اما افسوس و صد افسوس...
آقای کارگردان، ما به استاد خطاب کردنت عادت خواهیم کرد؛ باز هم باش و با تمام همتی که از تو می شناسیم، گروه بزرگتری از هنرمندان دلسوزمان را گرد هم بیاور و سال های دیگرمان را هم به کورسوی چراغت روشن کن و بد به دل راه نده، که بی شک هوایت را خواهیم داشت!

 
     
 
   
   
   
       
 

انتشارات شلفین، پشتیبانی حقوقی از مجموعه مکتوبات منتشره در این وب سایت را به عهده می گیرد.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت و محتویاتش، متعلق به www.havayegoftan.com بوده و هرگونه استفاده یا برداشت از آثار، تنها با مجوز نویسنده ممکن خواهد بود، و هر گونه استفاده بدون ذکر ماخذ، پیگرد قانونی دارد.

 
Designed by Amin Ansari - 2009