امین انصاری
    درباره  ::: لینکستان  ::: راه های تماس  ::: صفحه نخست :::        
 
 
 
درباره هوای گفتن
 
     
 

هر چند محتوای این مجموعه به مراتب مهمتر از مولفش به شمار می رود، اما بد نیست این آشنایی یک طرفه را کمی عمیق تر کنم. شهریور 1362 بود که داستانم در کتاب زندگی آغاز شد. تا 18 سالگی، ارتباطم با ادبیات محدود به خواندن کتاب هایی بود که از نثر و نظم، گاه و بی گاه به دستم می رسیدند. می شود گفت به اجبار اولین شعر زندگی ام را وقتی برای کنکور درس می خواندم سرودم، که خود داستان مفصلی است... در زمینه ی تحصیلات باید گفت، بعد از اخذ دیپلم ریاضی، در همین شاخه، در کنکور سراسری شرکت کرده و بعد از اخذ مدرک مهندسی نرم افزار از دانشگاه علم و صنعت ایران، خود را برای کنکور کارشناسی ارشد در رشته ادبیات نمایشی مهیا کردم و هم اکنون نیز در همین رشته مشغول تحصیلم.
اما ادبیات، که حالا بزرگترین دغدغه و مشغله ی روزگارم به حساب می آید! از سال 1379 با تجربه سرودن اشعاری بی مایه وارد عرصه ی نوشتن شدم، که حالا چیزی جز خاطره ی نوشتنشان را به یاد ندارم. پس از آن، تجربه ی خود را با داستان کوتاه، نمایشنامه، قطعات ادبی و داستان بلند ادامه دادم. و حالا به جرات می توانم ادعا کنم، داستان و شعر برایم از جدی ترین موضوعات به حساب می آیند.
از سال 1384 به فکر چاپ برخی نوشته هایم افتادم و بعد از یک سال تلاش عاقبت برای چاپ داستان "آنها هیچ از بهشت نمی دانند" با نشر ثالث به توافق رسیدم، که خود بعد از حدود دو سال به چاپ رسید. با گذشت زمان، داستان ها دیگر و مجموعه ی شعری نیز فراهم شد و من به خیال اینکه با چاپ کتاب اول، مشکلات چاپ کتاب های دیگر را از پیش پا برداشته ام، اقدام به مذاکره با ناشران دیگری کردم. اما تمام بازی ها تکرار شد! گاهی تعداد صفحات را شمردند، گاهی کاغذ نداشتند و گاهی داستان ها را روی ترازو گذاشتند که به اندازه اند یا نه! به هر رو، ایشان که از جمله ی به نام ترین شرکت های چاپ و نشر کتاب در حوزه ی فرهنگ و ادب به شمار می رفتند، با به رخ کشیدن سطح دانش و فهم خود در این باب، مرا به این نتیجه رساندند که هنوز هیچ حمایتی شامل حالم نمی شود و بعد از یکی دو سال تلاش بی حاصل، باید آستین ها را بالا بزنم.
بی شک هر تجربه گری در مقوله ی هنر، محتاج تعامل با مخاطبی است که در بالندگی اش تاثیر به سزایی خواهند داشت. پس، با کمک مدیریت محترم انتشارات شلفین، سرکار خانم یوسفی، که حمایت قانونی از محتویات این درگاه را پذیرفتند و با رعایت کامل جنبه های احتیاط و قوانین داشته و نداشته مان، نوشته هایم را با در نظر گرفتن تمام نواقص ممکن، برای استفاده ی دوستان فرهیخته منتشر می کنم و خواهش دارم منِ کمترین را از نظرات با ارزش خود پیرامون تجربه های ناچیزم بی نصیب نگذارید.
جا دارد بدین وسیله از همه ی نویسندگان دیگری که تجربه های مشابهی داشته اند، دعوت کنم، تا با پیوستن به جریانی اینچنینی و ارائه ی آثار خود، این جنبش نشر موازی را قدرت بخشند، که بی شک در نشستن خیری نیست...
امید که روزی، این سرزمین، دوباره مهد فرهنگ و تمدن باشد!

 
 

 

 

 
 
   
   
   
       
 

انتشارات شلفین، پشتیبانی حقوقی از مجموعه مکتوبات منتشره در این وب سایت را به عهده می گیرد.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت و محتویاتش، متعلق به www.havayegoftan.com بوده و هرگونه استفاده یا برداشت از آثار، تنها با مجوز نویسنده ممکن خواهد بود، و هر گونه استفاده بدون ذکر ماخذ، پیگرد قانونی دارد.

 
Designed by Amin Ansari - 2009